«بدبینی عملگرایانه» عامل انطباقپذیری نسل Z در بحران
بدبینی عملگرایانه نسل Z؛ پایان قهرمانهای سنتی، آغاز شبکههای همتابههمتا
اگر بخواهیم واقعبین باشیم؛ نسل Z در دورانی بزرگ شده که کلمه بحران به تیتر ثابت اخبار تبدیل شده است. از پاندمی کووید ۱۹ گرفته تا تورمهای عجیبوغریب و هشدارهای پایانناپذیر درباره تغییرات اقلیمی و جنگ!
در چنین شرایطی، نشستن و منتظر ماندن برای اینکه سیستمها، دولتها یا نهادهای بزرگ آنها را نجات دهند، شبیه یک شوخی به نظر میرسد خصوصا که برخی از این نهادها یک سد محکم بین خود و این نسل بنا کردهاند!
بنابراین شرایط روانشناسان و جامعهشناسان در سال ۲۰۲۶ رویکرد متفاوت نسل Z را ((بدبینی عملگرایانه)) نامیدهاند. این یعنی آنها میدانند اوضاع خراب است، اما به جای زانوی غم بغل گرفتن، آستینهایشان را بالا میزنند و روی شبکههای ارتباطی و دوستانشان حساب میکنند.
پایان قهرمانهای سنتی، آغاز شبکههای همتابههمتا
بدبینی عملگرایانه به معنای افسردگی یا تسلیم شدن نیست؛ بلکه نوعی مکانیزم بقای هوشمندانه است. وقتی این نسل متوجه میشوند مسیرهای سنتی مثل درس خواندن، استخدام رسمی شدن و بازنشستگی دیگر جوابگوی بحرانهای فعلی نیستند، قوانین بازی عوض میشود.
نسل Z یاد گرفته است که قدرت واقعی در شبکههای همتابههمتا و جوامع آنلاین نهفته است. فرقی نمیکند به دنبال یادگیری یک مهارت جدید برای کسب درآمد دلاری باشند، یا بخواهند اضطراب ناشی از اخبار را مدیریت کنند؛ راهحل معمولاً در یک سرور دیسکورد، یک گروه تلگرامی یا شبکهای از دوستان با مهارتهای مکمل پیدا میشود. آنها از فردگرایی مطلق عبور کردهاند و به این نتیجه رسیدهاند که تابآوری فردی، در گرو تابآوری جمعی و قبیلهای است که برای خودشان میسازند.
شبکههای همتابههمتا در اصل یک اصطلاح کامپیوتری است مثل بلاکچین، اما در زمینه اجتماعی و برای نسل Z، معنای بسیار جذابتری پیدا کرده است: حذف واسطهها و قدرتهای مرکزی برای ارتباط مستقیم با دیگران.
در دنیای سنتی، همهچیز متمرکز بود؛ برای یادگیری باید حتماً به دانشگاه میرفتید، برای کار باید در یک شرکت استخدام میشدید و برای وام گرفتن باید سراغ بانک میرفتید. اما در شبکههای همتابههمتای انسانی، شما مستقیماً به فردی که نیاز دارید وصل میشوید.
این شبکهها در زندگی واقعی نسل Z اینگونه کار میکنند
در آموزش و مهارتآموزی
به جای تکیه مطلق به سیستم آموزشی رسمی، افراد از طریق ویدیوهای یوتوب، کامیونیتیهای دیسکورد، ردیت یا گروههای تلگرامی، دانش را مستقیماً از یکدیگر یاد میگیرند و به هم آموزش میدهند.
در اقتصاد و کار
به جای ساختار سنتی کارمند-رئیس، افراد پروژهها را بین خودشان تقسیم میکنند. مفهوم اقتصاد گیگ، فریلنسری و حتی تبادل مهارت، من برایت سایت میزنم، تو برایم تولید محتوا کن، نمونههایی از اقتصاد همتابههمتا هستند.
در حمایت روانی
وقتی سیستمهای حمایتی دولتی وجود ندارند، ایجاد گروههای حمایتی دوستانه و صحبت با همتایانی که دقیقاً همان مشکلات را تجربه میکنند، یک شبکه روانی میسازد.
چرا این شبکهها در زمان بحران مهماند؟
چون این شبکهها غیرمتمرکز هستند. اگر یک شرکت بزرگ ورشکست شود، همه کارمندانش آسیب میبینند؛ اما در یک شبکه همتابههمتا، حتی اگر یک نفر یا یک بخش دچار مشکل شود، کل شبکه از هم نمیپاشد و بقیه اعضا میتوانند برای جبران و کمک وارد عمل شوند. این شبکهها بر پایه اعتماد متقابل، شفافیت و سود دوطرفه بنا میشوند، نه سلسلهمراتب از بالا به پایین.
تمرین کاربردی برای رسم نقشه بقای شبکهای ویژه نسل Z براساس بدبینی عملگرایانه
یک کاغذ بردارید و آن را به ۳ ستون تقسیم کنید:
ستون اول: مالی/شغلی
نام ۳ نفر یا جامعه آنلاینی که در صورت از دست دادن منبع درآمد، میتوانید برای پیدا کردن کار موقت یا یادگیری سریع یک مهارت پولساز روی آنها حساب کنید را بنویسید.
ستون دوم: اطلاعات و مهارت
نام ۳ پلتفرم، انجمن یا گروهی که پاسخ سوالات تخصصی شما را سریع و رایگان میدهند، یادداشت کنید.
ستون سوم: حمایت روانی
نام ۲ تا ۳ نفر از دوستان یا شبکههای امنی که در روزهای پرفشار میتوانید بدون فیلتر با آنها صحبت کنید را مشخص کنید.
این نقشه، تور نجات شماست. اگر در ستونی جای خالی دارید، از همین امروز برای پر کردن آن شبکهسازی کنید.
نتیجهگیری
بدبینی عملگرایانه میگوید که شاید نتوان جلوی طوفانهای بزرگ اقتصادی و جهانی را گرفت، اما قطعاً میتوان با کمک یکدیگر پناهگاههای امنی ساخت. در دنیایی که سیستمهای بزرگ کند و ناکارآمد شدهاند، چابکی، انطباقپذیری و شبکههای انسانی کوچکی که ساخته میشود، تنها راه عبور از بحرانها و ساختن آیندهای مستقل است.
نویسنده: دکتر سپیده مژدگان
برای ارسال نظر لطفا ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید. صفحه ورود و ثبت نام